جن در کلام بزرگان
جن در کلام بزرگان
نشریه ندای ایران سال ۱۳۸۳ شماره ۲۲۵ تا ۲۲۸
کسانی که منکر وجود جن و شیاطین اند برای اثبات مدعای خود و جوهی را ذکر می نمایند که جواب آنها داده شده است.
این منکران می گویند درصورتی که جن و شیاطین وجود داشته باشند یا باید از اجسام کثیفه باشند(اجسام کثیفه دارای معانی گوناگون است یکی آن که به اجسامی که دارای جرم باشند کثیفه گویند و نیز به اشیاء غلیظه و سطبر هم کثیف می نامند و طبق معنی معمولی به هر چیزی که دارای الودگی باشد اطلاق نمی گردد) و یا از اجسام لطیفه ، اگر جسم کثیف باشد باید هر کسی که دارای حس سالم باشد انها را ببیند و حال آن که ما آن ها را هیچ نمی بینیم و اگر جسم لطیف باشند باید کارها و اعمال شاقه ای که به آن ها نسبت می دهند از آن ها سر نزده باشد زیرا بروز اعمال شاقه و کارهای سخت از اجسام لطیف بسیار بعید است.

جواب این اشکال آن است که بگوئیم:به فرض این که از اجسام کثیفه و لطیفه نباشد دلیل نمی شود که آن ها جوهر مجرد هم نباشند و امکان دارد از جواهر مجرده باشند(جوهر بر دو قسم است مجرد و غیر مجرد ، اصولا جوهر به چیزی گویند که قائم به ذات خود باشد و این قائم به ذات اگر دارای ماده باشد به ان جوهر غیر مجرد نامند همانند دیوار در صورت جمادات و همانند انسان در حیوان ناطق و همانند درخت در صورت نباتات ولی این قائم به ذات اگر دارای ماده نباشد جوهر مجرد گویند همانند روح و نفس و عقل) و باز هم به فرض اینکه جسم کثیف باشد ممکن است انرا از راه حکمت و مصلحت از دیدگاه انسان دور نموده که کسی آن ها را نبیند،چنان که در قران می فرماید:(انه بریکم هو قبیله من حیث لا ترونهم).یعنی شیطان شما را می بیند و نیز بستگان او هم شما را می بیند ولی شما آن ها را نمی بینید و اگر جسم لطیف فرض کنیم امکان دارد که ترکیب آن ها همانند افلاک محکم باشد.
بوعلی سینا در رساله حدود آورده است: جن حیوان هوایی عاقل ، که دارای جرم شفاف است و به اشکال گوناگون در می آید .
استاد علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان نوشته است:
جن طایفه ای از موجوداتند كه به طبع از حواس ما مستورند و قرآن كریم وجود چنین موجوداتى را تصدیق كرده ، و در آن باره مطالبى بیان كرده :
اول : این نوع از مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شده اند.
دوم : این نوع مخلوق از جنس آتش خلق شده اند، همچنان كه نوع بشر از جنس خاك خلق شده اند.
سوم : این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگى و مرگ و قیامت دارند.
چهارم : این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد و تكاثر دارند.
پنجم : این نوع مانند نوع بشر داراى شعور و اراده است ، و علاوه بر این ، كارهایى سریع و اعمالى شاقه را مى توانند انجام دهند، كه از نوع بشر ساخته نیست ، همچنان كه در آیات مربوطه به قصص سلیمان (علیه السلام ) و اینكه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه شهر سبا آمده است .
ششم : جن هم مانند انس مؤ من و كافر دارند، بعضى صالح و بعضى دیگر فاسدند و مانند انسانها مکلف به تکالیف هستند و مثل انسانها زندگی مرگ و حشر (قیامت ) دارند.
شهید استاد مطهری در باره جن بیان داشته است:
این ها( اجانه ) به دلیل این که عنصر و مبدا اولی شان در خلقت با انسان متفاوت است تفاوت هایی با انسان دارند.
قرآن همه مأمورانی را كه در نظام خلقت از طرف پروردگار دخالت دارند " ملك " مینامد ، ولی در مقابل به " جن " هم قائل است . جن در ردیف ملائكه نیست ، در ردیف انسان است ، یعنی در عالم جزء مخلوقاتی است كه مكلف و موظف اند ، مثل انسان ، منتها جن مخلوقی است كه درجهاش از انسان پایینتر است . از نظر بعضی از قدرتها از انسان توانمندتر بوده و توانایی هایی دارد كه انسان ندارد .
ولی از نظر درجه وجودی از انسان پست تر است ، و حتی آن كارهایی كه بعضی از افرادی كه سر و كارشان با جن است انجام میدهند ، اینها را اهل معنا نمیپسندند ، یعنی سر و كار داشتن انسان با جن روح انسان را تعالی نمیدهد ، تنزل میدهد و تعالی نمیدهد .
به یك معنای دیگر كه اساسا آنها خود به خود مسخر باشند آن مسأله دیگری است . اینجا از خلقت انسان و خلقت جن یاد شده . قرآن میگوید ما انسان را از خاك ، گل آفریدیم و جن را از شعله های آتش آفریدیم :
" « و خلق الجان من مارج من نار »" جنس او آتشین است ، این یك جنس است و او جنس دیگری ، مبدأ مادی این یك چیز است و مبدأ مادی او چیز دیگری . شیطان هم راجع به آدم اول همین حرف را زد ، گفت " « خلقتنی من نار و خلقته من طین »" مرا از آتش آفریدی و او را از گل . میخواست بگوید آتش بر گل شرافت دارد ، اصل من بر اصل او شرافت دارد .
علامه مجلسی در بحارالانوار می نویسد :
اختلافی بین مسلمانان نیست که شیطان وجن از اجسام لطیفی هستند که در برخی از جاها دیده می شوند ودارای حرکات سریئی هستند که قادرند حتی در مجرای خون بنی آدم نیز حرکت کنند .
مفسر جلیل القدر ابراهیم عاملی در تفسر عاملی بیان می دارد:
بعضی حکما جنیان را صور معلقه نامیده اند که نه وابسته به آسمان و نه چسبیده به زمین باشند بلکه در میان آسمان و زمین به سر می برند و مانند آدمیان دریابند و بدانند و چون در ساختمان وجود جوری هستند که نزدیک به عوالم بالا می شوند شاید بتوانند پاره ای از مغیبات و آنچه پوشیده از آدمیان است آنها دریابند پس ممکن است به سوی عوالم بالا و عوالم الهی بروند و گوش فرا دهند و از ملائکه و موجودات مجرده چیزی فراگیرند.
آیه الله سید عبدالکریم کشمیری در باره ملائکه ،جن و موکل می گوید:
ملائکه انواع و اقسام بسیار دارند وظهورات آنان هم متعدد می باشد حتی بوی آنان در هر جایی خاص است وقتی در نجف مشغول نماز هزار قل هوالله بودم ، دیدم کنارم ملکی همانند پنبه سفید میباشد من رکوع میروم او هم رکوع میکند و من سجده می کردم او هم سجده میکرد.
در مورد جن از ایشان سوال شد فرمود: بارها این موجودات الهی را دیده ایم ، رنگ و بو و اشکال آنها نیز مختلف و متعدد است.
درباره موکل از ایشان سوال شد فرمودند: موکل اسماء الهی ملک هستند لکن مراتب اینها به نسبت بعضی ملائکه مقرب پایین تر است.
ابن خرم در کتاب الفصل مینویسد:
«طایفه جن امتی هستند دارای عقل، فکر و قدرت به تمامی ایشان از طرف خدا وعده و وعید نازل شده و آنها نیز پذیرفتهاند.... جنیان دارای اجسام لطیف، شفاف و هوائی هستند یعنی زندگی در هوا و زمین برای آنها امکان دارد زیرا عنصر آنها از آتش است. همچنانکه عنصر انسانها از خاک است»
صدر المتالهین شیرازی (ملاصدرا )ینویسد:
«جن را وجودی در این جهان حس و وجودی در جهان غیب و تمثیل (عالم مثال) است، اما وجودشان در این جهان هیچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست، جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است میباشد».
ملا صدرا پنهان و آشکار شدن جن را با هوا قیاس کرده و عنوان میدارد:«بدنهای لطیف آنها در لطافت و نرمی متوسط بوده و از این رو آماده جدایی و یا گردآمدن هستند،چون گردهم آیند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده میگردند و چون جدا گردند قوامشان نازک و جسمشان لطیف میشود و از دیده پنهان میمانند،مانند:هوا که وقتی ذراتش گردهم میآیند، غلیظ میشود و به صورت ابر در میآید و وقتی ذرات آن از هم جدا میشوند، لطیف شده و دیده نمیشوند».
فلاسفه ي مادي وجود جن را به طور كلي انكار مي كنند ؛ ولي فلاسفه ي اسلامي قائل به وجود جن هستند .در اين كه جن هستي هايي موازي در عرض هستي انسان است مشكلي بين فلاسفه اسلامي نيست.
فارابی به وجود جن اعتقاد دارد ، وي در رسائل مي نويسد :"الجن حس غير ناطق غير مائت"
بنا نظر فارابي جن حيواني است كه مرگ و میر ندارد و ناطق نيست و لی در آیات سوره جن جنیان را دارای نطق و معاد و حشر و نشر دانسته است .
قُل اوُحيَ اِليَ اَنَهُ استَمَعَ نَفَرُ مِن الجِنِ فَقالوا اِنا سَمِعنــا قُرآناً عَجَــبا. سوره ي جن آيه 1
اي رسول ما بگو مرا وحي رسيده كه گروهي از جنيان آیات قرآن را هنگام قرائت من استماع كرده اند وپس از شنيدن گفته اند كه ما از قرآن آيات عجيبي مي شنويم .
غزالي جن را اینگونه تعريف مي كند : جن حيوانٌ هواييٌ ناطق مشف الجِرم من شأنهُ اَن يَتَشَكلُ بِاَشكالٍ مُختَلِفَة
فخر رازي در تفسير كبير خود مي گويد: جن را بسياري از مردم ديده اند، رسول خدا<ص>نيز ايشان را ديده است و همچنين ديگران پس از وي اجنه را مشاهده كرده اند.
نشریه ندای ایران ۱۳۸۳ شماره ۲۲۵ تا ۲۲۸